سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
فرشتگان برای جویای دانش آمرزش می طلبند و هرکس در آسمان و زمیناست، برای وی دعا می کند . [امام علی علیه السلام]
کل بازدیدها:----51937---
بازدید امروز: ----3-----
بازدید دیروز: ----1-----
جستجو:
ملیکا
 
 
  • درباره من
    ملیکا
    ملیکا
    یک دختر مسلمان ایرانی که هم به اسلام افتخار می کنه و هم به ایران
  • لوگوی وبلاگ
    ملیکا

  • لینک دوستان من
  • لوکوی دوستان من
  • نظر سنجی

  • اوقات شرعی
  • اشتراک در وبلاگ
     
  • وضعیت من در یاهو
  • نوشتن یا ننوشتن...مسأله این است!
    نویسنده: ملیکا یکشنبه 86/5/28 ساعت 6:52 صبح

     

    گفت: ببین!
    اصولاً خانمها احساسی تر هستند. یعنی عقلانیتشون گاهی دستخوش حالتهای احساسیشون میشه. گاهی زود با کسی دختر خاله میشن. بعدش هم نمیتونن همه چیز رو بسنجند. خیلی زود تو گرداب احساسات غرق میشن.

    گفتم:‌ شاید این درست باشه. ولی وقتی یه جا مثل نت یه پیشفرض واسه خودشون قرار بدن، احتمال خراب شدنشون خیلی پایین میاد. اون هم اینه که تا مطمئن نشدن طرفشون کلک نمیزنه بهش اعتماد نکنن. یعنی اصل اینه که طرف مقابلشون یه آدم فریبکاره. حتی اگه با ظاهری پاک و متدیّن ظاهر بشه. اگه ثابت شد که پاکه اون وقت قبولش کنند.

    گفت: این که گفتی، یکصد و هشتاد درجه با واقعیت فاصله داره. من خودم سراغ دارم دخترهایی رو که تو همون چت اوّل شماره تلفنشونو بهم دادن بدون اینکه شناخت کاملی از من داشته باشن. تازه بعضیهاشون هم خودشون دادن. من نخواسته بودم.

    گفتم: اشتباه بعضیها رو که نمیشه گردن همه انداخت. تازه همین رو هم میشه فرهنگ سازی کرد. یه بنر اینترنتی بزرگ بسازیم روش بنویسیم:« خانمها تا مطمئن نشدن  به کسی اعتماد نکنند!»این رو هم ضمیمه ش کنیم که طرف مقابلتون اگه ادّعا کنه خانمه خطرناکتره. چون ممکنه واقعاً خانم نباشه. یا از اعتماد شما سوء استفاده بیشتری بکنه.  

    گفت: خب شما تا کی باید منتظر بمونید تا همة خانمها اینو ببین و بهش عمل کنند؟! تازه نمیدونی که صدی چند تاشون این شعار رو قبول دارند؟

    گفتم: داداش من! فرهنگ سازی یعنی همین دیگه. طرف یه شعار رو میبینه. اوّل ممکنه یا بهش توجه نداشته باشه یا اصلا قبولش نداشته باشه. اون قدر میگیم تا بهش فکر کنه. خوبیها و بدیهای اون شعار رو هم خوب واسش بیان میکنیم. اگه خوب بود خودش قبول میکنه. آخه مردم که لجباز به دنیا نیومدن؟

    گفت:‌ ببین! شما اوّل باید آمار بگیری ببینی چند تا از خانمها این شعار رو قبول دارن؟

    گفتم: باشه. این هم بخاطر شما. البته این شعار رو نباید فقط خانمها قبول داشته باشند. از بین آقایون هم موافق نیاز داریم که برای فرهنگ سازی کمکمون کنند. پس این کار رو میکنیم و از همین الان یه نظر سنجی کنار وبلاگمون میگذاریم. البته باید اوْلش خوب اطلاع رسانی بشه.

    گفت: آخرش میخوای حرف خودتو بقبولونی. ولی تا اینجاشو موافقم. البته یه نکته مونده که خیلی کلیدیه. اون هم اینکه اطمینان خانمها هم اغلب از روی احساساته. یعنی زود مطمئن میشن. خیلی احتیاط نمیکنند. حتی اگه بخواهند احتیاط کنند هم باز زود تأثیر میگیرن.

    گفتم: این دیگه از اون حرفهاست. اگه این جور باشه خانمها اصلا نباید پاشونو از خونه بیرون بذارن.

    گفت:‌نه دیگه این قدر. ولی پاشونو نباید تو محیطهای خطرناک و شبهه ناک بگذارن. چه حقیقی چه مجازی.

    گفتم: این طبق نظر شهید مطهّری (ره) که یه اسلام شناسه، تقوای ضعفه. نه تقوای قوّت. من هم دنبال تقوای ضعف نیستم. باید وارد میدان شد و محیط را تغییر داد. نهضت امام حسین ( علیه السلام) هنوز ادامه داره.

    «کلّ یوم عاشوراء    کلّ أرض کربلاء»

     ایشون هم که فقط واسه مردها نیومدن. زنها هم توی نهضت هستند.

    گفت: قبول. ولی باز احتیاط بیشتری کن.

    گفتم:‌اون که به چشم. حالا بذار ببینم نظرسنجی به جایی میرسه یا نه؟

    ادامه داره...

     


        نظرات دیگران ( )

  • بنویسم یا ننویسم؟ شما چی میگین؟
    نویسنده: ملیکا پنج شنبه 86/5/11 ساعت 10:4 عصر

    گفت وبلاگ ننویس.
     گفتم چرا؟
    گفت اینترنت خطرناکه!
    گفتم: پس چرا خودت می نویسی؟
    گفت: آخه من پسرم! اینترنت واسه دخترها خیلی خطر داره!
    گفتم: چطور؟! مگه واسه پسرها نداره؟
    گفت:‌ چرا. ولی واسه دخترها خطرناک تره. زود گول میخورن.آخه دخترها احساسی ترن. مگه نشنیدی چقدر دختر از راه اینترنت بد بخت شدند. یا مثلاً این ازدواجهای اینترنتی رو نشنیدی؟ همة دخترهای بدبخت شدة نت، دخترهای پاک و معصومی مثل تو بودند. اوّلش که بد نبودند. به این راهها کشیده شدند.
    گفتم: آخه من فرق دارم.
    گفت: چه فرقی؟!
    گفتم: مثل تو فکر نمی کنم!
    گفت:‌یعنی چه؟ این که گفتی چه ربطی به موضوع داشت؟!
    گفتم: ببین! تو منفعل فکر می کنی. ولی من فعّال.
    گفت:‌باز نفهمیدم.
    گفتم:‌ ببین. تو فقط حرف از تأثیر پذیری از اینترنت می زنی. ولی من حرف از تأثیر گذاری. فکر می کنی محیط اینترنت رو کی بد کرده؟ غولهای دریایی یا آدمهای مرّیخی؟ نه داداش من! آدمهای یه سر و دو پایی مثل من و تو. البته با امکانات بیشتر و سرمایه های بیشتر.
    گفت: آخه من و تو که تو این محیط بیشتر از یه قطره در مقابل دریا نیستیم.
    گفتم: منظورت کدوم دریاست؟
    گفت: دریای غول پیکر فرهنگ بی فرهنگی غرب. با ابررسانه هایی که در اختیار داره. اون مثل یه ماری می مونه که من و تو را هم تو چنپرة قدرتش نگه داشته.
    گفتم: یه چیز رو فراموش کردی.
    گفت:‌چی رو؟
    گفتم: خدا رو. مگه نشنیدی که یوسف جوون توی زندون چون خدا رو فراموش کرد، هفت سال بیشتر زندانی شد؟ خب ما هم تو زندان فرهنگ غرب، نباید یوسف خطاکار باشیم. قرآن که واسه خوابوندن بچّه ها قصه نمیگه. اینا رو گفته که من و شما استفاده کنیم. من و تو اگه با خدا همراه شدیم، غول رسانه ای غرب میشه یه نقطه وسط یه اقیانوس بیکران. قبول داری یا نه؟
    گفت: قبول. ولی هنوز یه چیز مونده.
    گفتم :‌چی؟
    گفت: ببین. من که گفتم. تو دختری. زود تأثیر می گیری. تو اینترنت آدمهای پست زیادند که میخوان تو رو بقاپن. خدای نکرده به دامشون میفتی.
    گفتم: یعنی تو که پسری ممکن نیست به دامشون بیفتی؟
    گفت:‌ چرا. ولی کمتر.
    گفتم:‌یعنی چی کمتر؟
    گفت:....
    ادامه دارد...
    راستی نظر یادت نره!

    این را هم بخوانید


        نظرات دیگران ( )

  • به نام آنکه جان را خرد آموخت
    نویسنده: ملیکا شنبه 86/5/6 ساعت 1:16 صبح

    سلام

    این اولین پست منه

    ممنون از اون دوستی که منو به باغ وبلاگ نویسی دعوت کرد

    خوشحالم که شب ولادت امیرالمؤمنین شروع کردم

    از ایشون کمک می گیرم و به ایشون و فاطمه زهرا سیده ی زنان عالم توسل پیدا میکنم

    و از خدا میخوام هر چی خیره از دلم به صفحه ی نت بیاد

    دوست دارم تو این دنیای مجازی، حقیقتهایی که تو دلم مونده رو بگم

    نمی دونم چند یار موافق و رفیق شفیق پیدا می کنم

     

    نوری در تاریکی

    ولی مهم اینه که اینجا مثل دنیای حقیقی نیست که مجبور به مجاز گویی بشم

    خوشحالم که میشه حقیقت رو گفت؛ بی هیچ ترسی.

    باید بگم

    و میگم

    اگه خدا بخواد

    ...

     از شما دوست عزیز هم کمک میخوام

    چون از قدیم گفتند:

    اول رفیق بعدا طریق

    طی این مرحله بی همرهی خضر مکن

    یا علی

    یا زهرا


        نظرات دیگران ( )


  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • نوشتن یا ننوشتن...مسأله این است!
    بنویسم یا ننویسم؟ شما چی میگین؟
    به نام آنکه جان را خرد آموخت