گفت: ببين!
اصولاً خانمها احساسي تر هستند. يعني عقلانيتشون گاهي دستخوش حالتهاي احساسيشون ميشه. گاهي زود با کسي دختر خاله ميشن. بعدش هم نميتونن همه چيز رو بسنجند. خيلي زود تو گرداب احساسات غرق ميشن.
گفتم: شايد اين درست باشه. ولي وقتي يه جا مثل نت يه پيشفرض واسه خودشون قرار بدن، احتمال خراب شدنشون خيلي پايين مياد. اون هم اينه که تا مطمئن نشدن طرفشون کلک نميزنه بهش اعتماد نکنن. يعني اصل اينه که طرف مقابلشون يه آدم فريبکاره. حتي اگه با ظاهري پاک و متديّن ظاهر بشه. اگه ثابت شد که پاکه اون وقت قبولش کنند.
گفت: اين که گفتي، يکصد و هشتاد درجه با واقعيت فاصله داره. من خودم سراغ دارم دخترهايي رو که تو همون چت اوّل شماره تلفنشونو بهم دادن بدون اينکه شناخت کاملي از من داشته باشن. تازه بعضيهاشون هم خودشون دادن. من نخواسته بودم.
گفتم: اشتباه بعضيها رو که نميشه گردن همه انداخت. تازه همين رو هم ميشه فرهنگ سازي کرد. يه بنر اينترنتي بزرگ بسازيم روش بنويسيم:« خانمها تا مطمئن نشدن به کسي اعتماد نکنند!»اين رو هم ضميمه ش کنيم که طرف مقابلتون اگه ادّعا کنه خانمه خطرناکتره. چون ممکنه واقعاً خانم نباشه. يا از اعتماد شما سوء استفاده بيشتري بکنه.
گفت: خب شما تا کي بايد منتظر بمونيد تا همة خانمها اينو ببين و بهش عمل کنند؟! تازه نميدوني که صدي چند تاشون اين شعار رو قبول دارند؟
گفتم: داداش من! فرهنگ سازي يعني همين ديگه. طرف يه شعار رو ميبينه. اوّل ممکنه يا بهش توجه نداشته باشه يا اصلا قبولش نداشته باشه. اون قدر ميگيم تا بهش فکر کنه. خوبيها و بديهاي اون شعار رو هم خوب واسش بيان ميکنيم. اگه خوب بود خودش قبول ميکنه. آخه مردم که لجباز به دنيا نيومدن؟
گفت: ببين! شما اوّل بايد آمار بگيري ببيني چند تا از خانمها اين شعار رو قبول دارن؟
گفتم: باشه. اين هم بخاطر شما. البته اين شعار رو نبايد فقط خانمها قبول داشته باشند. از بين آقايون هم موافق نياز داريم که براي فرهنگ سازي کمکمون کنند. پس اين کار رو ميکنيم و از همين الان يه نظر سنجي کنار وبلاگمون ميگذاريم. البته بايد اوْلش خوب اطلاع رساني بشه.
گفت: آخرش ميخواي حرف خودتو بقبولوني. ولي تا اينجاشو موافقم. البته يه نکته مونده که خيلي کليديه. اون هم اينکه اطمينان خانمها هم اغلب از روي احساساته. يعني زود مطمئن ميشن. خيلي احتياط نميکنند. حتي اگه بخواهند احتياط کنند هم باز زود تأثير ميگيرن.
گفتم: اين ديگه از اون حرفهاست. اگه اين جور باشه خانمها اصلا نبايد پاشونو از خونه بيرون بذارن.
گفت:نه ديگه اين قدر. ولي پاشونو نبايد تو محيطهاي خطرناک و شبهه ناک بگذارن. چه حقيقي چه مجازي.
گفتم: اين طبق نظر شهيد مطهّري (ره) که يه اسلام شناسه، تقواي ضعفه. نه تقواي قوّت. من هم دنبال تقواي ضعف نيستم. بايد وارد ميدان شد و محيط را تغيير داد. نهضت امام حسين ( عليه السلام) هنوز ادامه داره.
«کلّ يوم عاشوراء کلّ أرض کربلاء»
ايشون هم که فقط واسه مردها نيومدن. زنها هم توي نهضت هستند.
گفت: قبول. ولي باز احتياط بيشتري کن.
گفتم:اون که به چشم. حالا بذار ببينم نظرسنجي به جايي ميرسه يا نه؟
ادامه داره...